رسیدم به پستی که قولش را داده بودم. ان هم بعد از کلی کلنجار با خودم. و سر اخر تصمیم گرفتن که به جای جواب دادن به هر نوع سوالی به طریقه سقراطی بحثی را مطرح کنم و هم مورد سوال قرار بگیرم وجواب بدهم و هم بپرسم و جواب بشنوم
در این پست ، از یکی از دوستان این کامنت( حالا فهمیدی کی راست می گه کی دروغ!؟ انوقت می خوای چه کار کنی؟) را دریافت کردم. که یک سوال ساده بود. خواندن یک سوال ساده که نویسنده اش را نمی شناسی در نوع خود بسیار جالب است. چون امکان هیچ پیش داوری را نداری و در نتیجه می توانی سوال را هرجور – چند جور بخوانی و برایش دنبال جواب بگردی
در این پست ، از یکی از دوستان این کامنت( حالا فهمیدی کی راست می گه کی دروغ!؟ انوقت می خوای چه کار کنی؟) را دریافت کردم. که یک سوال ساده بود. خواندن یک سوال ساده که نویسنده اش را نمی شناسی در نوع خود بسیار جالب است. چون امکان هیچ پیش داوری را نداری و در نتیجه می توانی سوال را هرجور – چند جور بخوانی و برایش دنبال جواب بگردی
عزیزanonym!
جالب بود که سوالت چند وقت بودکه توی خره خره خودم گیر کرده بود و نمی توانستم بیانش کنم و شاید برای همین بحث تاریخ خوانی را پیش کشیدم.
می شد این طور سوالت را تعبیر کرد: که درست/غلط وجود دارد وعده ای به آن اگاه تر از دیگرانند. اما چون این عده کمند ، جامعه عمل پوشاندن به آن ناممکن است (چون به قول تو همه به جمع بندی نرسیده اند) پس "درست ایده ال" را می گذاریم کنار و" غلط امکان پذیر" را می پذیریم تا وقتی که همه به آگاهی برسند
می شد این طور تعبیرش کرد که: که درست / غلط اصلا وجود ندارد. و" درست" همان چیزی است که برای اکثریت مردم قابل درک و توجیه است . از پیش تعیین شده نیست . نزد فرد یا افراد خاصی نیست. درست همان چیزی است که برای عقل جمعی مردم در یک زمان و مکان خاص قابل پذیرش است
اینجا می خواهم پستم را نیمه کاره بگذارم و جواب بگیرم. از هر کسی که این پست را می خواند. اما این بحث را ادامه می دهم. قبلش توجه دوستان را جلب می کنم به اینکه صرفنظر اینکه درست/غلط چیست همه ما باید همواره به دنبال این باشیم که سوال ها و تضاد های دورنیمان را پیدا کنیم و به جای فرار کردن برایش جواب پیدا کنیم: اگر این تضاد ها ( سایه روشن ها) را در مقیاس کوچک حودمان ببینیم وقتی در مقیاس بزرگ جامعه با ان روبرو شدیم وحشت نمی کنیم . به سادگی قضاوت نمی کنیم .
جالب بود که سوالت چند وقت بودکه توی خره خره خودم گیر کرده بود و نمی توانستم بیانش کنم و شاید برای همین بحث تاریخ خوانی را پیش کشیدم.
می شد این طور سوالت را تعبیر کرد: که درست/غلط وجود دارد وعده ای به آن اگاه تر از دیگرانند. اما چون این عده کمند ، جامعه عمل پوشاندن به آن ناممکن است (چون به قول تو همه به جمع بندی نرسیده اند) پس "درست ایده ال" را می گذاریم کنار و" غلط امکان پذیر" را می پذیریم تا وقتی که همه به آگاهی برسند
می شد این طور تعبیرش کرد که: که درست / غلط اصلا وجود ندارد. و" درست" همان چیزی است که برای اکثریت مردم قابل درک و توجیه است . از پیش تعیین شده نیست . نزد فرد یا افراد خاصی نیست. درست همان چیزی است که برای عقل جمعی مردم در یک زمان و مکان خاص قابل پذیرش است
اینجا می خواهم پستم را نیمه کاره بگذارم و جواب بگیرم. از هر کسی که این پست را می خواند. اما این بحث را ادامه می دهم. قبلش توجه دوستان را جلب می کنم به اینکه صرفنظر اینکه درست/غلط چیست همه ما باید همواره به دنبال این باشیم که سوال ها و تضاد های دورنیمان را پیدا کنیم و به جای فرار کردن برایش جواب پیدا کنیم: اگر این تضاد ها ( سایه روشن ها) را در مقیاس کوچک حودمان ببینیم وقتی در مقیاس بزرگ جامعه با ان روبرو شدیم وحشت نمی کنیم . به سادگی قضاوت نمی کنیم .
یک چیز دیگر ...سعی کنید تا موضوع را هم به صورت مجرد و هم به صورت واقعی و منطبق بر شرایطی که در آن هستیم ببینید.